فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢١ - شرح وجوب بالقياس
ضرورت تحقّق داشتن شيىء بملاحظه و قياس الى الغير بنحوى كه مستدعى غير
بمعنائى كه اعمّ از اقتضاء است باشد و مآل و مرجع اينمعنا بآنستكه ذات آن غير از
تحقّق آبى بوده مگر آنكه براى شيىء وابسته بآن ضرورت وجود باشد اعمّ از آنكه
اين ضرورت بواسطه اقتضاء ذاتى بوده مانند ضرورتى كه در وجوب بالقياس
مىباشد كه اين ضرورت در معلول نسبت بعلّت تحقّق دارد يا بواسطه حاجت ذاتى
باشد مانند آنچه در وجوب بالقياس بوده كه اين ضرورت در علّت نسبت بمعلول
محقّق است و يا باستدعاء از طرفين بوده بدون آنكه اقتضائى از طرفين يا خصوص
يكى از آندو طرف باشد مانند ضرورتى كه در وجود هر يك از متضايفين مىباشد
چ ه آنكه هر يك از آندو نسبت بديگرى واجب است نه آنكه واجب بالآخر باشند
زيرا بين آندو علّيّتى وجود ندارد تا بتوان آندو را مثال براى واجب بالغير قرار دارد
بلكه از شواهد و امثله واجب بالقياس الى الغير هستند.
شرح فارسى:
توضيح
شرح وجوب بالقياس
چ نان چ ه قبلا گ فتيم وجوب بالقياس آنستكه:
وجودش لازم باشد نسبت بغير بطوريكه خواهان و مستدعى آن غير باشد
البتّه اين معنا بلحاظ توسعهاى كه در آن هست دو فرد دارد چ ون هم شامل علّت و
معلول مىشود و هم متضايفين را دربرمىگيرد زيرا معلول نسبت به علّت واجب
بالقياس است چ ه آنكه ذاتا محتاج بعلّت است يا بالعكس علّت نسبت بمعلول
واجب بالقياس است بجهت آنكه ذاتا مقتضى معلول مىباشد چ نان چ ه در متضايفين
هر كدام مستدعى ديگرى هستند لكن نه بملاك احتياج يا اقتضاء بلكه بمناط مجرّد
استدعاء كه اعمّ از اقتضاء است.
قوله: بالقياس الى الآخر لا بالآخر: يعنى در متضايفين هر كدام واجب بالقياس
الى الغير هستند نه اينكه واجب بالاخر و بالغير باشند زيرا واجب بالغير در معلول
صادق است نسبت بعلّت.